تبليغاتX
تقدیم به یگانه دلیل زنده بودنم زهرا

باور کن گلایه ای از تو نیست تو خوبتر از آنی که گلایه ای ازتوباشد

گلایه ازخودم و ویرانه های قلب خودم است که ذره ذره فرومی ریزند

واینک احساس می کنم جزء ویرانه ای از من باقی نیست که اگراندکی

امید در من زنده شد به یمن قدم تو بود باور کن به جان توسوگند  از تو

گلایه ای نیست اگر بگذاری و بگذری آمدنت درست به موقع  بود

آمدنت مثل نزول بیامبر بر قومی از دست رفته درست بموقع  بود

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 23:50 |
پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان

 را به تمام عاشقان این ماه

 تبریک میگویم.

 

محتاج دعایتان هستم.

((زهرا))

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 7:8 |

همه رفتن کسی دور و برم نیست                                             چنین بی کس شدن در باورم نیست

اگر  این  اخر   و   این  عاقبت  بود                                            به جزءافسوس هوایی در سرم نیست

همه  رفتن  کسی با  ما  نموندش                                            کسی    خط   دل   ما   را    نخوندش

 همه  رفتن  ولی  این  دل  ما    را                                          همون  که  فکر  نمی کردیم سوزوندش

چه  حاشا  کرده ای ا ندر     نخورده                                           که   آیا   زنده ایم   یا   جون   سپرده

چه  حاشا  صحبتی  حرفی   کلامی                                     که   جزء   برفته  خواری   ما   را   نمونده

    عجب   بالا   و   پایین   داره   دنیا   

 عجب  این روزگار  دل سر د با  ما

یکروز  دور  و  برم   صدتا   رفیق  بود                                                         منو    امروز   ببین   تنهای  تنهام

     خیال کردم که    این   گوشه    کنارا                                                       یکی     داره   هوای    کا   ر   ما   را

یکی غمگین میون دلسوز ماست

نداره     آ رزو      آ زار     ما      را

+ نوشته شده توسط محسن در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:31 |
 

سلام بهونه قشنگ من براي زندگي


آره بازم منم همون بهونه هميشگي


فدايه مهربونيات، چه ميکني با سرنوشت


دلم برات تنگ شده بود اين نامه رو واست نوشت


حال منو اگه بخواي رنگ گلاي قاليه


جاي نگاهت بد جوري، تو صحن چشمام خاليه


ابرا همه پيشه منن، اينجا هوا پر از غمه


از غصه هام هرچي بگم جون خودت بازم کمه


ديشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون


فرياد زدم يا تو بيا يا منو پيشت برسون


فداي تو نمي دوني بي تو چه دردي می کشم


حقيقتو واست بگم میترسم آخرخط نرسم

 
نمي دوني چقدر دلم تنگ براي ديدنت


براي مهربونيات ، نوازشات ، بوسيدنت


به خاطرت بمونه که، يکي هميشه چشم به راهته ؟


يه قلب تنها و کبود هلاک يک نگاهته ؟


  روزات بلنده يا کوتاه، چه می کنی با بی کسي؟


من که دارم تموم می شم  تو غصه و دلواپسي


يه وقت منو گم  نکني تو دود اين شهر غريب


يه سرزمين غربته با صدتا نيرنگ و فريب


فداي تو يه وقت شبا بي خوابي خستت نکنه


غم غريبي عزيزم زرد و شکستت نکنه


چادر شب لطيفتو از روت شبا پس نزني


تنگ بلور آبتو يه وقت نا غافل نشکني


اگه واست زحمتي نيست بر سر عهدمون بمون


منم تو رو سپردمت دست خدايه مهربون


راستي ديروز بارون اومد من و خيالت تر شديم


رفتيم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شديم

 
از روزی که من دیدمت خونه پراز کبوتره


زخم دلم خوب نشده، اما خیلی خیلی بهتره

 
گلدون شمعدوني مونم عجيب واست دلواپسه


مثه يه بچه که باره، اوله ميره مدرسه


تو از خودت برام بگو، بدونه من خوش ميگذره؟


دلت میخواد مي اومدم يا تنها هستی بهتره ؟


ازبس چشام دنبالتن دوتاش شدن کاسه خون


همش يه چشمم به دره چشم ديگم به آسمون

 
می ترسم از روزی که ما همو فراموش بکنیم


فانوسه آرزوهامونو ناخواسته خاموش بکنیم


گفتم واست نامه بدم نگي عجب چه بي وفاست


با اين که من خوب مي دونم جواب نامه با خداست


تنها دليل زندگي با يه غمي دوستت دارم


داغ دلم تازه ميشه، اسمتو وقتي ميارم


وقتي تو نيستي چه کنم با اين دل بهونه گير؟


چشمای گرمو نازتو از چشم من هيچوقت نگير؟

 
حرف من و به دل نگير همش ماله غريبيه


اگه بری غريب می شم چه دنيا يه عجيبيه


زودتر بيا، بدون تو دنیا برام جهنمه


ديوار خونمون پر از سايه غصه و غمه


تحملي که تو دادي میترسم که تموم بشه


یادت باشه مال مني تا هميشه؟


دلم واست شور ميزنه اين دل و بي خبر نذار


تو رو خدا با خوبيات رو هيچ دلي اثر نذار


فکر نکني از راه دور دارم سفارش ميکنم


به جون تو فقط دارم يه قدري خواهش ميکنم


اگه بخوام برات بگم شايد بشه صدتا کتاب


که هر صفحش قصه چندتا درده و چندتا عذاب


مي گم شبا ستاره ها تا مي تونن دعات کنن


نورشونو بدرقه پاکي خنده هات کنن

 

برای خوشبختی مون خدا خدا خدا کنن

+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 18:0 |
هر وقت که دلم برات تنگ میشه یکی از ستاره های آسمون میفته . امشب آسمون ستاره ای نداره ، آخه امشب دلم خیلی برات تنگ شده
+ نوشته شده توسط محسن در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 17:57 |

 

من روز خویش را

 با آفتاب روی تو

 کز مشرق خیال دمیده است

اغاز میکنم

 من با تو مینویسم و میخوانم

 من با تو راه میروم و حرف میزنم

 وز شوق این محال

 که دستم به دست توست

 من جای راه رفتن

 پرواز میکنم

 آن لحظه ها که مات

 در انزوای خویش

 یا در میان جمع

 خاموش مینشینم

 موسیقی نگاه تو را گوش میکنم

 گاهی میان مردم در ازدحام شهر

 غیر از تو هرچه هست را فراموش میکنم

 گویند این و آن به هم آهسته:

 دیوانه را ببینید

 بیخود چو کودکان

 لبخند میزند

 با خود چگونه گرم سخن گفتن است

 من دور از این ملامت بیگاه

 همچنان سرمست

 در فضای پریخانه راز

 شاد از شکوه طالع و بخت موافقم

 آخر چگونه بانگ برارم که :

 عاقلان من دیوانه نیستم

 به خدا سخت عاشقم

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:37 |

  ای بلبل اگر نالی من با تو هم اوازم

 

تو عشق گلی داری من عشق گل اندامی

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:32 |

مطمئن باش که مهرت نرود از دل من

مگر ان روز که در خاک شود پیکر من

اتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

چون که گورم بشکافند ز عین می بینند

ز خاکستر عشقم باقیست اتشی سرکش و سوزنده هنوز

یادگاری ز عشقی سوزان که هست گرم و فروزنده هنوز

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:31 |

بود شمعي در غم پروانه اي

 روشن و تنها به فکر چاره اي

 شاپرک پروانه اي در فکراو

 آتشي در جان او افکنده بود

 درد پروانه ز درد شمع بود

 شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:30 |

عشق من چون اقیانوس عمیق است عشق من چون رودی بی پایان است

عشق من چون شاخه گلی است که زیباییش از ان توست

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:29 |

 

اگر تار بودم آهنگ دوستت دارم را برايت مي نواختم

 

 

اگر بهار بودم شکوفه ها را برايت تقديم مي کردم

 

 

 

اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم ها را

 

 

 

از دلت بزدايم ولي افسوس که نه تارم نه بهارم نه بارانم

 

 

 

ولي هر چه هستم با تمام وجود فرياد مي زنم

 

 

 

 دوستت دارم

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:27 |
قبله من  
چه قدر ساده و آرام،
چه قدر صبور و صميمي،
تو در من آميختي.
باور کن تو را در اولين نماز نخوانده جستجو کردم

که هنوز به قنوت گريه نرسيده سلامم دادي.
بعد...
من ماندم و دستان پر دعايي

که به آسمان پر استجابت چشمانت آويخته شد.
+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:24 |
بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول تمی دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم نهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم
+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:21 |

آرزو دارم گرمی دستاتو حس کنم

در آغوش گرمت قرار بگیرم

و از ته دلم فریاد بکشم:

كه خيلي دوستت داشتم

ولی مهمترین آرزوم می دونی چیه؟

بهترین آرزوی من اینه که تو به آرزوهات برسی

+ نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 21:18 |

با غربت من بساز .تا با خودم بسازم. دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی. دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی. دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی. دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی. دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

+ نوشته شده توسط محسن در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 22:35 |


Powered By
BLOGFA.COM